عباس جعفری - دکتر علی آقازاده
ارومیه - قله سیر - یادمان زنده یاد محمدرضا باوندپور


پنجشنبه ۲۱ آبان ماه ۸۸
ساعت ۱۷ الی ۲۰
( فرهنگسرای پایداری ؛ پشت حسینیه ارشاد - میدان قبا )
مهندس مرتضی آزادی طی حکمی آقای همایون مؤیدزاده را به سمت مشاور عالي و اجرایی خود منصوب کرد.
در این حکم آمده است:
تشکيلات ورزش کوهنوردی استان در تمامي ابعاد متناسب با رشد جمعيت و نيازهاي جامعه جوان توسعهنيافته است و لذا تحقق ارائه خدمات ورزشي مطلوب براي آحاد مختلف جامعه بخصوص جوانان، از طريق مساعدت و حمايت افرادي كاردان، دلسوز و معتقد به رشد و تعالي اين ملت بزرگ ميسر خواهد بود.
با توجه به توانمنديها و تجربيات ارزنده شما در اين عرصه و همچنين علاقمندي به پيشبرد اهداف مقدس جمهوري اسلامي ايران به موجب اين حکم بهعنوان مشاور عالي اينجانب منصوب ميگرديد.
اميد است انشاءالله از تجربيات جنابعالي در زمينههاي طرح و برنامه، تحقيق و پژوهش و ساير امور مورد نيازهیئت کوهنوردی استان استفاده كافي به عمل آوریم .
آزادی
رئیس هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی
استان آذربایجان غربی
برج سینا : کوهنوردی ایران از ناکار آمدی مدیران خود رنج می برد. کوهنوردی آذربایجان غربی نیز از این قاعده مستثنی نیست. بعد از گذشت حدود دو سال از ریاست ازادی بر تشکیلات کوهنوردی استان طی همن حکمی که صادر کرده است نشان داد که هنوز در گام نخست یادگیری الفبای کوهنوردی ناکام مانده است. درگیری فکری اینروزهای من بابت مسائلی که برایم خواسته و ناخواسته به وجود آمده باعث شد تا نتوانم همچون گذشته پیگیر آنچه بر کوهنوردی استانم میگذرد باشم. امروز نیز در خلال وبگردی هایم با این حکم مواجه شدم. حکمی که آه از نهادم بر آورد. متاسف شدم برای خودم که روزگاری در این تشکیلات متعفن مسئولیتی عهده دار بودم. متاسف شدم برای فیروز آزادی که اینچنین با شخصیت خود و جامعه کوهنوردی بازی کرد و می کند.
بارها و بارها با ذهن خسته و ناتوانم سعی کرده ام اینگونه رفتارها را از جانب مسئولین آسیب شناسی کنم و هربار به پاسخ و نتیجه ای مشترک رسیده ام. تمام ایراد ها و تقصیرات بر می گردد به خودمان. به همه ما که عقب کشیدیم و نظاره گر نابودی جامعه ای شدیم که خود با همین دستهامان باتمام نداشته هامان ساخته بودیمش.
همه ما مقصریم. من ؛ فرشید فاریابی ، علی رضا جعفری بارانی ، سامی احمری ؛ امیر سلطانزاده ، رضا مسافر ، مقبل هنرپژوه ، اسماعیل سپهری ، کاظم بهروزی ، بهروز ارجمندی و همه آنانی که کنار ایستادند و چشم دوختند به نابودی هیات.
جناب آزادی دیگر باره با هم رو در رو خواهیم شد. دیگر باره فریادمان در آن اتاق کوچک هیات تا آسمان خواهد رفت. جناب آزادی من دیگر کوتاه نخواهم آمد از حقی که در ان هیات داشته ام. سالهای سال شب و روزم در آنجا گذشت برای حق خواهی هم که باشد سراغتان خواهم آمد. من مسئولم در قبال همه دوستانم همه جوانان کوهنورد استانم که با عشق و علاقه کوهها را و دیواره ها را بالا و پایین می کنند و از شما و اطرافیانتان در ذهن های جوان خود اسطوره ساخته اند. جناب ازادی من این اسطورهها و بت ها را که شما باشید و اطرافیانتان خواهم شکست.
به امید آن روز
احسان بشیرگنجی

برایش دعا می کنم در هر کجا که باشم



