چندي پيش دوستي بسيار عزيز و ارجمند عنوان كردند كه برخي از دوستان معتقدند پيامهايي كه من براي ايشان مي نويسم همه از سر لجبازي است!
من و خودم! هر چه فكر كرديم و محتواي كامنتهاي خودمان در ساير وبلاگ ها را نيز ديگر بار مطالعه كرديم تفاوتي بين لحن پيامهايي كه من براي اين دوست عزيز نوشته ام با پيام هاي منتشر شده در ساير وبلاگها وجود ندارد و نيز دليلي هم براي لجبازي نيافتيم.
اما :
همین بحث لجبازی بدجوری ذهنم رو مشغول کرده. به نظر شما آنگونه که این دوست عزیز اشاره کرده اند من از سر لجبازی پیامی در وبلاگهای کوهنوردی منتشر می کنم؟
منتظر پاسخ شما دوستان هستم.
در نگراني اين لحظه
كه سايه ها دراز مي شوند
و شب با قدم های کوتاه دره را می انبارد.
ای کاش که دست تو پذیرش نبود
نوازش نبود و
بخشش نبود
که این همه پیروزی
حسرت است ،
باز آمدن همه بينائي هاست
به هنگامي كه
آفتاب
سفر را جاودانه
بار بسته است.
احمد شاملو
سيزف نوشت. نه از خستگي كه از دلتنگي.!
يادت را بهانه مي كنم، براي گريستنم، نامت را ترانه اي براي زيستنم.
بي تو هر لحظه، دشنه ي تشنه اي است بر قلب من. بي تو هر روز زخم تازه اي ست، بر من.
رهايم كردي تا بروم. آزادم ساختي تا بازگردم. و ...
ادامه را در سیزف بخوانيد و لذت ببريد و اگر خواستيد دلتنگ شويد!
بحث صعود هاي انفرادي مقوله اي است كه در محافل كوهنوردي در مورد آن اختلاف نظرهايي وجود دارد. از يك طرف عده اي آن را مطرود دانسته و معتقدند كه اين نوع صعود خلاف معيارهاي سلامتي در ورزش كوهنوردي مي باشد ؛ در مقابل اين عده افرادي نيز وجود دارند كه صعودهاي انفرادي را قبول كرده و آن را لازمه اين رشته ورزشي مي دانند. اين دو نوع عقيده مربوط به افرادي مي شود كه يا خود كوهنورد هستند يا به نحوي با ورزش كوهنوردي در ارتباط اند. حال ببينيم اشخاص عادي و غير كوهنورد چه نظراتي در اين مورد خواهند داشت. بي شك مي توان گفت اكثريت اين افراد اعتقاد بر اين دارند كه حركت هاي انفرادي جايي در رشته هاي ورزشي ندارد و يا به عبارتي آن را غير منطقي و غير عقلاني مي پندارند. بدين ترتيب در مجموع مي بينيم كه بيشتر افراد اعماز كوهنورد يا غير كوهنورد اين نوع صعود ها را نهي كرده و آن را اشتباهي بيش نمي دانند. اما اينجا سوالي پيش مي آيد كه جواب آن مقداري مشكل به نظر مي رسد و آن اين است كه آيا ما مي توانيم با توجه به اكثريت آراء ، نظرات معتقدين به اين برنامه ها را بي ارزش دانسته و بگوييم كه شما اشتباه مي كنيد؟
كسي كه با علاقه و آگاهي كامل از خطرات و مشكات موجود در حركت هاي انفرادي آن هم در محيط كوهستان قدم در اين راه پر مخاطره مي گذارد و خود مي داند كه در صورت بروز هرگونه رويدادي با چه مشكلات و خطراتي مواجه مي شود و نيز به چه طريق با آنها برخورد كند و همچنين توجه به تجارب موجد فردي ،هيچوقت نمي توان عقايد و طرز فكر اينگونه افراد را مطرود دانست. فردي كه يك صعود انفرادي را برنامه ريزي مي كند مطمئنا توانايي انجام اين كار را در وجود خود احساس مي نمايد ، در غير اين صورت مي توان گفت كه فرد مورد نظر از روي جهل و ناداني و احساسات جواني دست به اين عمل زده و اقدام او را مي توان نوعي حماقت تصور كرد.!
بي شك اگر اندكي به كوهنوردي جدي و حرفه اي روي آورده باشيد چنين صعودهايي را تجربه كرده ايد يا در برنامه هاي آتي خود داريد.
حال ببينيم صعودهاي انفرادي چه پيشامدهايي را ممكن است در پي داشته باشد :
بيشتر اتفاقات را در كوهستان ، حوادث پيش بيني نشده تشكيل مي دهند. حال اگر يكي از اين حوادث در پي يك برنامه گروهي گريبانگير ما باشد مطمئنا دوستان و همنوردان به ما كمك خواهند كرد تا خود را از مهلكه نجات دهيم. اما اگر در صعود هاي انفرادي از سر اتفاق يا بدشانسي با حادثه مواجه شويم بايد اين توانايي را داشته باشيم كه به تنهايي اقدام به نجات جان خود كنيم و اگر قادر به اين كار نباشيم پيامد هاي وخيمي را بايد به جان بخريم. كوهنوردي كه تصميم به اجراي چنين برنامه هايي مي گيرد بايد تمام مسائل و پيش آمدها را مدنر قرار داده و بداند كه در اين موقعيت ها چگونه بايد عمل كند.
به هر حال يك صعود انفرادي زماني مي تواند لذت بخش باشد كه با موفقيت و سلامتي كامل انجام گيرد. فردي كه قدم در اين راه مي گذارد فرصت بيشتري براي خودشناسي پيدا مي كند و آگاه است هر قدمي كه برمي دارد چقدر بايد سنجيده و دقيق باشد تا مبادا باعث بروز يكسري ناملايمات در طول برنامه شده و صعود مورد بحث را تحت تاثير قرار دهد.
حال شما كداميك از اين دست از افراد هستيد؟موافق يا مخالف اين نوع صعود ها؟
فراموش نكنيم كه نظرات هر يك از دوستان مي تواند چراغ راهي باشد براي آناني كه قصد حركات انفرادي را دارند.
ترجمه شعر عنوان مطلب : اگر شهريار سهند دارد ما نيز بزقوش داريم! ( در پاسخ به منظومه بلند و زيباي سهنديه استاد شهريار )
بزقوش ، ساوالان ايله سهندين آراسيندان باش آچيپ سان! ( در ميان سبلان و سهند سر بلند كرده اي ، بزقوش )
رشته كوه بزقوش :
رشته كوه بزقوش به طول 120 كيومتر از منطقه بستان آباد تا گردنه نير ادامه داشته و داراي قلل متعدد با ارتفاع هاي مختلف مي باشد كه بلندترين قله آن به ارتفاع 3302 متر در قسمت جنوبي سراب واقع شده است. اين قله به طور مستقيم از طريق يالهاي متعدد ( جغر – شمال غربي از آبگرم اشوشان « اسب فروشان » ، سه يال شمالي از آبگرم مزبور ، يال شمال شرقي از آبگرم كه به عنوان مسير عمومي صعود مي گردد ، يال الله حق كه از گوسفند سراي اول با يال شمال شرقي مشترك مي شود ) به عنوان اصلي ترين قسمت خط الراس بزقوش به حساب مي آيند كه داراي قلل سه هزار و بالاي سه هزار بوده و در طول مسير بريدگيهاي كوچكي نيز دارد. ده ها يال متعدد از مناطق مابين روستاي ايدرشان تا روستاي ييلاقي جغر به اين خط الراس ختم مي شود. صعود خط الراس ايدرشان تا قله در زمستان به لحاظ باد شديد و گمراه كردن كوه نوردان جزء صعودهاي با ارزش به شمار مي آيد.
صعود سراسري شمال غرب كشور – بزقوش – 19 و 20 بهمن 85 :
صعود سراسري منطقه شمال غرب كشور چهاردهمين صعود زمستاني بزقوش محسوب مي شود. مراسم افتتاحيه اين صعود روز پنجشنبه 19 بهمن ماه در ميدان واليبال شهرستان سراب برگزار شد و ساعت 5 روز جمعه 20 بهمن ماه صعود بزقوش از چهار مسير آغاز شد.
مسير شماره 1 : مسير عمومي ( پناهگاه ) – به سرپرستي حميد ناصري.
مسير شماره 2 : مسير شمالي – به سرپرستي عباس ناصري.
مسير شماره 3 : مسير زنده ياد سردار عزيزي – به سرپرستي مهدي پهلواني.
مسير شماره 4 : مسير غربي – به سرپرستي هاني پروين نژاد.
سرپرستي كل صعود : عيرضا جلالي.
مسيرهاي صعود از نظر درجه دشواري و سختي را مي توان چنين عنوان كرد :
1 – مسير شماره 3*.
2- مسير شماره 4 بدليل بعد مسافت. (به نظر من اگر بعد مسافت در اين ترتيب بندي ملاك نبود مسير شماره 2 به عنوان مسير دوم شناخته مي شد.)
3- مسير شماره 2.
4- مسير شماره 1.

كوتاه از صعود :
ساعت 5 صبح روز جمعه 20 بهمن ماه تمامي شركت كنندگان مقابل تربيت بدني شهرستان سراب جمع مي شوند. مسئولين برگزاري نفرات را بر اساس مسير هاي از پيش تعيين شده به سمت ماشين ها هدايت مي كنند. ساعت 6 صبح است و تيمها به ترتيب صعود خود را آغاز مي كنند. ابتدا تيم مسير شماره چهار حركت مي كند و سپس مسير هاي 3 و 2 و در انتها مسير عمومي يا همان شماره 1. پس از 6 ساعت تلاش اولين تيم صعود خود را به پايان مي رساند. تيم شماره 4 نخستين تيم صعود كننده است. پس از آن تيم مسير شماره 1 و تيمهاي 3 و 2 همزمان به قله مي رسند. دقايقي تمام نفرات تجمع مي كنند و عكسي به يادگار مي گيرند و پس از رفع خستگي راه بازگشت را در پيش مي گيرند. مسير بازگشت از ابتدا مشخص شده است. بنا به تصميم عليرضا جلالي سرپرست كل صعود تمام تيمها موظف هستند از مسير شماره يك ( مسير پناهگاه ) بازگردند. اين تصميم چندين بار بر روي قله به سرپرستان مسير ها تاكيد مي شود. ساعت 45 : 12 مسير بازگشت را در پيش مي گيرم. به سرعت پايين مي آيم و اندكي در كنار پناهگاه خستگي رفع مي كنم و باز هم به سمت پايين حركت مي كنم. ساعت 16 صعود به پايان مي رسد و خاطره اي خوش برايم به يادگار مي ماند.!
ناظر فدراسيون در اين صعود جناب مقدم بودند.
هيات كوهنوردي سراب :
هيات كوهنوردي سراب يكي از با ارزش ترين و فعالترين هيات هاي ورزشي سراب و هيات هاي كوهنوردي كشور محسوب مي شود. يك هيات مستقل كه مسئولين كميته هاي آن را هيماليا نوردان اين شهر بر عهده دارند. اين هيات علاوه بر پرورش استعدادهاي كوه نوردي به صورت رشه دار و برگزاري صعودهاي عمومي با لحاظ كردن بهداشت محيط كوهستان ، نيم نگاهي نيز به فعاليت در حد قهرماني داشته كه قهرمانان خوبي در حد ملي پرورش داده است. حضور كوهنوردان سراب در تيم هاي ملي و صعود به قلل رفيع دنيا از جمله لوتسه ( حميد ناصري ) ، ماكالو ( عليرضا جلالي ) ، گاشربروم 1 ( حميد ناصري ) ، اسپانتيك ( مهدي پهلواني ) ، البروس ( مسعود زارع نسب ) جايگاه ويژه اي را براي كوه نوردي سراب مهيا كرده است. هيات كوهنوردي سراب سالنامه اي نيز دارد با عنوان بزقوش كه همه ساله در اسفندماه منتشر مي شود.
و اما شهرستان سراب :
سراب يكي از معروفترين شهرهاي آذربايجان به شمار مي رود. اين شهرستان از شمال غرب به سهرستان هريس ، از شمال به مشكين شهر و ارتفاعات ساوالان ( سبلان ) ، از شرق به اردبيل و از جنوب به شهرستان ميانه و سلسله جبال بزقوش و از مغرب به بستان آباد محدود است. سراب از قديم الايام مركز مواصلاتي شهرهاي مختلف آذربايجان و بعضي شهرهاي استان هاي ديگر ديگر ايران و مسير عبور سپاهيان و كاروان هاي تجارتي بوده است.
سراب در ميان دو كوه ساوالان و بزقوش واقع شده كه زمستانهاي سرد و تابستان هاي معتدل به همراه دارد. منطقه سراب از دير باز تاكنون يكي از مهمترين مراكز دامپروري ايران به شمار مي آيد. گاو محلي سراب از نظر سازش با محيط و سهل بودن پرورش و مقاومت در برابر امراض ، قناعت در تغذيه و طول عمر و بالا بودن چربي شير از نژادهاي معروف مي باشد.
اين شهر بخاطر قرار گرفتن در دامنه كوههاي آتشفشاني ساوالان و بزقوش داراي آبگرم هاي متعدد است. اين شهر از جمله شهرهاي قديمي آذربايجان است كه آثار باقي مانده از دوره اورارتوها كه هم عصر مادها در قرن هفتم و هشتم قبل از ميلاد بودند ، قدمت اين شهر را رقم مي زند.
برخي از آثار و ابنيه باستاني سراب :
1- مسجد جامع سراب مربوط به سده نهم هجري قمري.
2- رباط سنگي شاه عباس در گردنه صاعين واقع در جاده سراب – اردبيل.
3- مقبره مغولي اسفستان در شش كيلومتري شرق سراب.
4- تپه هاي باستاني قلعه جوق.
5- كتيبه رازليق در 10 كيلومتري شهر سراب مربوط به اورارتوها.
6- كتيبه اورارتويي قيريخ قيزلار در شمال شرقي سراب.
7- تپه باستاني ابرغان واقع در 25 كيلومتري جنوب سراب.
8- تپه باستاني امام چاي در روستاي امام چاي در 28 كيلومتري جنوب شرقي سراب.
9- مسجد تاريخي روستاي اسنه.
و در پايان خسته نباشيد عرض مي كنم به كوهنوردان سراب ، كه اين مدت با تلاش فراوان خود كه در روزهاي پاياني خود نيز شاهد و ناظر آن بودم توانستند يك صعود بسيار منظم و موفق را اجرا كنند. براي دوستان عزيزم آرزوي موفقيت مي كنم.
* : تنها تيم هاي شهرستان سراب ، تبريز و آذربايجان غربي توانايي صعود از مسير شماره 3 را داشتند كه تيم آذربايجان غربي به سرپرستي مقبل هنرپژوه كه براي يك صعود هفت هزار متري آماده مي شوند از سوي آقاي جلالي سرپرست كل صعود انتخاب شد.
پ.ن : برخي از اطلاعات از روي بروشوري كه در مراسم افتتاحيه از سوي روابط عمومي هيات كوهنوردي سراب در اختيار شركت كنندگان گذاشته شد در اين مقال گنجانده شده است.
پ .ن 1 : اين صعود يادواره اي بود براي زنده ياد سردار عزيزي. يادش گرامي.
پ .ن 2 : عكسهاي صعود در فتوبلاگ.
احسان بشيرگنجي – 21 / 11 /85

اگر بتونم یکسری چیزها رو فراموش کنم بر می گردم و از نو می نویسم. اما اگر نتونستم فراموش کنم دیگه نخواهم نوشت.!
بدرود!

افتاد دست راست ، خدايا زپيكرم
بر دامن حسين رسان دست ديگرم
دست چپم بجاست ، اگر نيست دست راست
اما هزار حيف كه يك دست بي صداست.
فرارسيدن تاسوعا و عاشوراي حسيني تسليت باد.
منبع عكس : وبلاگ كلام
پنجشنبه و جمعه اردوی هیمالیا نوردان کشور در ارتفاعات شمال تهران برگزار شد. گفته می شود که جناب مهندس هوایی در پایان این اردو و بر روی قله توچال سخنانی را فرموده اند. سخنانی از قبیل به حد نصاب نرسیدن نفرات و برگزاری مجدد اردو در ارتفاعات اشتران کوه . برای به حد نصاب نرسیدن هم دلیل خوبی دارند آنهم : بدلیل فصل امتحانات بسیاری از کوهنوردان! با عقل جور در می آید اما کسی نبود که بر روی قله بگوید که جناب مهندس برنامه ریزی مشاور شما کمی ایراد دارد ُ تقصیر کوهنوردان نیست که فصل امتحاناتشان با زمان فراخوان شما تداخل پیدا کرده است.!
جناب هوایی این صعود برای بسیاری گرانترین صعود بود برای توچال. یک صعود ده هزار تومانی! و البته تا حدودی بی نتیجه.
برج سینا : منتظر گزارش برنامه یکی از دوستان هستم. اگر به دستم برسد در موردش خواهم نوشت.
اين يك موهبت التيام بخش است كه در حالي كه در توفان گرفتار آمده ايد و امواج سهمگين از هر سو برخواسته اند ، با سياستمداري روبرو شويد كه يا اصلا نگران نيست و يا هنر آن را دارد كه برخلاف تمام سياستمداران و نخبگاني كه دستي بر آتش دارند ، خود را به گونه اي نشان دهد كه انگار اتفاقي نيفتاده است. مصاحبه مجريان تلويزيون با محمود احمدي نژاد رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران چنين حسي را به بيننده القا مي كرد. هر چند حسي كه در زير لايه هاي دروني وجدان و منطق برآمده از اطلاعات نگران كننده ساطع مي شود ، چندان به سهولت ادراك نمي شود. آنهايي كه كوچكترين دستي بر آتش مديريت كشور دارند مي دانند كه شرايط كشور نگران كننده و در معرض تهديد است. اما آقاي رئيس جمهور كه مي گويند اظهاراتشان مستند به ارزيابي هاي كارشناسي است هيچ علتي را براي نگراني نمي يابند. خدا كند چنين باشد ، همه ما اميدواريم كه شرايط كشور آنگونه باشد كه رئيس جمهور محترم تصوير و تصور مي كنند.
گراني ها ، سياسي و دستپخت گروه كوچكي از روزنامه نگاران است. قيمت همه اجناس مناسب است. تحريم هاي بين المللي بيشتر به يك شوخي مي ماند. كشور هاي دنيا با ما رابطه برقرار كرده و تنها مي خواهند قراردادها محرمانه امضا شود! اتحاديه اروپا و شوراي امنيت كه منزلتي ندارند. آنها به اتفاق آمريكا ، فرانسه و انگلستان و آلمان تنها عرض خود را مي برند! تمام نخبگان هم مرعوب هستند. اين صورت اصلاح شده وضعيتي است كه رئيس جمهور ارائه كرده و معتقد است هيچ جايي براي نگراني وجود ندارد.
جناب احمدي نژاد ، ما شرافتمندانه آرزو مي كنيم كه حق با شما باشد. اما اگر شما در تحليلتان اشتباه كرده باشيد ، چه كسي بايد هزينه هاي اين محاسبه اشتباه را پرداخت نمايد.
نمي دانيم كجاي مساله اشكال دارد. علي رغم آنكه خود را نخبه دانسته و تمام دوستان و اقوامي را كه با آنها در معاشرت هستيد ، از نخبگان دانسته ايد ، كه حتما اينگونه است پس چرا ديگر سياستمداران در مجلس ، احزاب ، روزنامه نگاران ، ديپلمات هاي با سابقه و آحاد روشنفكران و روحانيون سابقه دار اين روزها عميقا احساس نگراني مي كنند. اميد كه خرد جمعي در خطا و ارزيابي هاي شما و دوستان نخبه تان در خصوص تهديد هاي متوجه ايران عزيز درست باشد. اميد كه چنين باشد./
روزنامه اعتماد ملي / مورخ پنجشنبه 5/11/85 / ستون سرلوحه / صفحه نخست.
برج سينا: همه ما به خوبي مي دانيم كه اين دردها را درماني نيست!پس به قول شاعر: من درد مشتركم مرا فرياد كن!
امروز رضا رفت. براي هميشه. و من دارم به روزهايي كه با هم تجربه كرديم فكر مي كنم. اون روزهای خاكستري زمستون که به همراه رضا به غروب خورشید نگاه مي كرديم و اون بخار دهنشو مي داد بیرون و با تلخی مي گفت یه روز دیگه هم تموم شد! همون روزهايي كه آدمها تو ذهنمون يا سياه بودن يا سفيد! ولی رضا هنوز همون رضاي روز اول بود. نه رنگش عوض شد نه رفاقتش.! و ...
اون رفت و من باز تنهاتر از قبل شدم و باز هم چند قطعه عكس و دست نوشته هاي رضا تمام سهم من از خاطرات روزهاي با هم بودنمان شد.
روحش شاد.![]()

اين سه نفر!
از راست به چپ : حميد ، رضا و خودم!![]()

قله سه سو
پ .ن : هفت تمرين براي نيرومند كردن بدن ترجمه اي است با ارزش از افسانه پاكدامن ، در کوه انتظار خدا. از دست ندهيد!






