تبليغاتX
برج سينا !

برج سينا !

با یاد محمد اوراز ، محمد باوندپور ، مقبل هنرپژوه

محمود شعاعی و فیروز آزادی

ساعت 11 روز یکشنبه 29 مهرماه 86 سالن کنفرانس سازمان تربیت بدنی استان آ.غ میزبان برگزاری مجمع هیات کوهنوردی این استان بود. مجمعی غیر قانونی البته!

غیر قانونی به این دلیل که هیچ یک از ضوابط تشکیل مجمع های هیات های ورزشی استان در آن رعایت نشده بود. نه زمانی برای ثبت نام دیگر نامزدها اعلام شده بود و نه اطلاعیه ای به دفتر هیات کوهنوردی استان ارسال شده بود. و تنها یک اطلاعیه در روزنامه محلی منتشر شده بود که فقط در سطح شهر ارومیه توضیع می شد نه در سطح استان! تمام آنانی که باید حق رای به آنها داده می شد حذف شدند. جعفری بارانی دبیر هیات از مجمع کنار گذاشته شد و ...

برای کوهنوردان آ.غ چندان جای تعجبی نیز نداشت. وقتی رحمت خدا ، معاون امور ورزش استان که در کل با ورزش و به خصوص با کوهنوردی و کوهنوردان بیگانه است کار را در دست بگیرد ، نمی توان انتظار بیشتری از سازمان داشت. اما جای سوال برای من این است که چرا محمود شعاعی با وجود اینکه می دانست که این مجمع به صورت غیرقانونی و بدون در نظر گرفتن آیین نامه انتخابات هیات های ورزشی برگزار می شود با بر عهده گرفتن ریاست این مجمع بر اجرای آن پافشاری کرد؟!

شعاعی بدون در نظر گرفتن سرنوشتی که برای کوهنوردی و کوهنوردان آ.غ رقم می خورد فقط و فقط به فکر بدست آوردن یک رای به نفع خودش برای انتخابات فدراسیون کوهنوردی بود! هرچند که توانست این یک رای را به نفع خودش بکند اما در مقابل سرنوشتی تلخ برای کوهنوردی آ.غ رقم زد. او می توانست با لغو این مجمع و موکول کردن آن به چند روز دیگر به نفرات قوی تری که از سوی تربیت بدنی استان و شخص رحمت خدا اجازه ثبت نام پیدا نکرده بودند فرصت دهد تا حداقل کوهنوردی آ.غ با داشتن تمام مشکلات و بحرانهایی که تا به امروز با آنها مواجه بوده است وارد بحران جدید و البته جدی تری نشود! ( جناب شعاعی عزیز ! : دولت دنیا چه تمنا کند / بر که وفا کرد که بر ما کند؟!)

قصدم این نیست که توانایی های جناب آزادی را که احترام فراوانی برایشان قائلم را نادیده بگیرم. چرا که مرتضی آزادی را خوب می شناسم. اما مشکلی که در این میان وجود دارد و در این مرحله باید به صورت کاملا جدی با آن برخورد شود شناخت اندک ایشان از کوهنوردان آ.غ و اتفاقات و رخدادهایی است که در طول این سالها جامعه کوهنوردی آ.غ با آن مواجه بوده است. باز شدن مجدد پای حسین قربانی و بابک آیرملو که ضربات جبران ناپذیری را بر پیکره کوهنوردی استان وارد کرده اند باعث شده است تا بر نگرانی بسیاری از دوستان بیافزاید. آنان که در طول دوره ریاست مهران ظرافت به دلیل کارهایی که انجام داده بودند کنار گذاشته شدند امروز بار دیگر شاهد تلاششان برای ورود مجدد به جامعه کوهنوردی آ.غ هستیم. جناب آزادی از آنچه که در طول این مدت گذشته اطلاع چندانی ندارد و طبیعی است که با روی باز آنان را بپذیرد.

اگر بار دیگر حسین قربانی و بابک آیرملو وارد تشکیلات کوهنوردی آ.غ شوند شاید تمام مسئولان کمیته های هیات از سمت خود کناره گیری کنند. و آن زمان است که باید سوگنامه ای برای جامعه کوهنوردی آ.غ تنظیم کرد.!

 

برای مرتضی آزادی در راهی که در پیش رو دارد آزوی موفقیت می کنم و امیدوارم با تمام دشواری های این راه بسازد و ادامه دهد.

ناجوانمردانه ترین مجمع دیدگاه فرشید فاریابی به این مجمع

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت   توسط احسان بشیرگنجی  | 

مجمع هيات كوهنوردي آذربايجان غربي به رياست محمود شعاعي ،‌ سرپرست فدراسيون كوهنوردي در محل سالن كنفرانس سازمان تربيت بدني استان آ.غ برگزار و مرتضي آزادي تنها كانديد اين هيات با بدست آوردن ۱۷ راي از مجموع ۱۹ راي رياست اين هيات را تا چهار سال آينده عهده دار شد.

جناب مؤيد زاده به عنوان دبير و خانم آقازاده به عنوان نايب رئيس ايشان را همراهي خواهند كرد.

دست دوستان را به گرمي مي فشارم و ورودشان  به جامعه كوهنوردي آ.غ را تبريك عرض مي كنم.

احسان بشيرگنجي

مسئول روابط عمومي هيات كوهنوردي آ.غ


برج سينا : ۱- ناگفته هاي بسياري از برگزاري اين مجمع و حواشي آن وجود دارد كه در روزهاي آتي و در يك فرصت مناسب به آنها خواهم پرداخت.

۲- سكوت فرشيد فاريابي در اين خصوص برايم عجيب است!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت   توسط احسان بشیرگنجی  | 

چرا دشوارترين كار در جهان اين است كه ديگري را بر آن داريم تا بپذيرد كه آزاد است ، و اين كه اگر تنها وقت اندكي را به تجربه كردن آن بگذراند ، خود بر اين آگاهي دست خواهد يافت؟ چرا واداشتن ديگري به پذيرفتن چنين حقيقتي بايد اين سان دشوار باشد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت   توسط احسان بشیرگنجی  | 

برج سینا + کوهنوردی

سواحل دریاچه ارومیه - ۱۱ مهر ۸۶

پ.ن :گزارش تصویری این سفر

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت   توسط احسان بشیرگنجی  | 

گرم و زنده بر شنهای تابستان

زندگی را بدرود خواهم گفت

تا قاصد میلیونها لبخند گردم

تابستان مرا در بر خواهد گرفت

و دریا دلش را خواهد گشود

زمان در من خواهد مرد

و من بر زمان خواهم خفت!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت   توسط احسان بشیرگنجی  |