تبليغاتX
برج سينا !

برج سينا !

با یاد محمد اوراز ، محمد باوندپور ، مقبل هنرپژوه

در اين روزهاي خاكستري رنگ پاييزي كه بوي مرگ مي دهد ، نشسته ام و چشم دوخته ام به بلندي هاي پر برف شهرم. آنجا كه سرزمين يادها و خاطره هاي من است اين روزها خو گرفته ام كه فقط نظاره گر استواري و سپيدي اش باشم با حسرتي و دريغي آنهم به خاطر سياست بازي سياست مردان سرزميني كه مي گويند شعار مهرورزيشان گوش فلك را كر كرده است! جرم من و كوههاي شهر من اين است كه در نوار مرزي واقع شده اند. كوههاي نوار مرزي آذربايجان غربي كه همواره شاهد درگيري هاي حزبي و سياسي بوده است. درگيري هايي كه قربانيان اصلي آن كوهپايه نشينان كرد سرزمين من هستند. مردماني مهربان و صبور و مرزداراني بي ادعا البته!  من دلم تنگ شده است براي صعود شهيدان ، هلانه ، سه كوچه ، برده رش ، دالانپر ، برج سينا ! من دلم هواي پيمايش دره هاي جرمي ، برده سور ، باني ، كاي ، چاله هرچ را كرده است! آخر مي دانيد ،‌دلتنگي را با خطوط و محدوده هاي قرمز و مرزبندي هاي متداول و سياست بازي ها كاري نيست. دل است ديگر! گاهي هم بر اثر دلتنگي مي شكند. باور كن دوست من!

دوست ندارم روزي برسد كه مجبور شوم مهر يادم تو را فراموش بزنم بر سرزمين يادها و خاطره هايم. آنجا كه ردي ، نشاني ، يادي ، اشكي و لبخندي به يادگار گذاشته ام! وقتي مي نشينم به تماشاي عكس آن روزها به دنبال نقطه اي مي گردم براي دلخوشي و فرار از افسردگي اين روزهاي خاكستري ! راستي ، اصلا دل خوش سيري چند؟!

قصه هميشه همين طور است. "هميشه پيش از آنكه فكر كني اتفاق مي افتد" حتي اگر فكر هم بكني بالاخره اتفاق مي افتد. مي دانيد ،‌ زمانه بي وفا نشده. زمانه كه بي وفا نمي شود ، زمانه ي بي وفايي ها شده است. زمانه اي كه راحت مي گويند : يادم تو را فراموش...!

هيچكس ديگر ، باور كن مدتهاست حرفي از آن بلندي ها هم نمي زند! شايد به اين دليل كه هوا بس ناجوانمردانه سرد شده است اين روزهايي كه بوي مرگ مي دهد همه لحظه هايمان ، همه زندگيمان! چه خوب بود ، چه خواستني بود روزهايي كه هر لحظه اش را به فكر صعود و گشايش مسيري نو سپري مي كرديم. اما افسوس ...

مي گذرد. روزها ، شب ها ،‌مي گذرند اين راه راه سياه و سفيد و من فكر مي كنم سرزمين يادها و خاطره ها خواهد روئيد روزي در ذهني كه از خنده ، از خنده اي حتي ، خاطره اي خوش با خاطري خوش دارد. امیدوارم البته!

پ.ن ۱ : * اسامی برخی از قلل بلند و دره های زیبای کوههای ارومیه.

پ.ن۲ : دلنوشته ای برای محمد تاجران به قلم عباث!

پ.ن ۳ : امروز دوستی طی یک (پیامک!!!) نفرتش رو از من اعلام کرد! چقدر جالبه دنیای ما آدما!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت   توسط احسان بشیرگنجی  | 

 نوشاری از علی پارسایی در اخترک ب 612 کجاست ؟ که در ادامه می خوانید :

دارم کتابی می خونم به اسم  The Beckoning Silence   نوشته جو سیمپسون. شاید بشه اسم این کتاب را اشاره سکوت ترجمه کرد.

جو سیمپسون بعد از نوشتن کتاب لمس خلا   بعنوان معروف ترین نویسنده یک کتاب کوهنوردی در جهان شناخته شد. لمس خلا پرفروشترین کتابیه که تا به حال در باره کوهنوردی نوشته شده است .

فیلمی که هم سه سال پیش از روی این کتاب ساخته شد به گفته همه یکی از خوش ساخت ترین فیلم هایی است که به موضوع کوهنوردی پرداخته است .

من در باره لمس خلا همون موقع مطلبی نوشتم :

صحنه کوهستان همواره برای فیلم سازان مملو از معیار های لازم برای ایجاد هیجان و قصه پردازی است . فیلم های سینمایی کوهنوردی که با دستمایه قرار دادن حوادث کوهنوردی ساخته شده اند . مملو از اتفاقاتی نظیر ریزش بهمن - سقوط - پاره شدن طناب - آسیب دیدگی و موارد مشابه هستند.
هر کدام از این موارد به تنهایی قادر به ایجاد حس هیجان و تعلیق در یک فیلم سینمایی هستند و به طبع مجموعه این عوامل در کوهستان برای فیلمسازان کشش خاصی دارد.
به غیر از فیلم
K2 (کارگردان : فرانک رودام 1992) که با معیار های کوهنوردی تا حد قابل قبولی منطبق بودبقیه فیلم های دیگر سینمایی با مضمون کوهنوردی که در بیست سال اخیر ساخته شده اند. مانند  سنگنورد - حد عمود  قاتلی بر فراز ایگر در چشم کوهنوردان جنبه هایی از غلو دیده می شد.
صحنه هایی مانند صعود آزاد از یک مسیر یخ زده توسط سنگنوردی که ماه ها
است از تمرین بدور مانده و یا پرش از روی یک شکاف 40 متری و کوبیدن تبر یخ بر روی دیواره مقابل و بسیاری صحنه های دیگر این فیلم ها را دنیای حقیقی کوهنوردی بیگانه نموده است.
اما اینک با فیلم دیگری روبرو هستیم :
Touching The Void لمس خلا ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت   توسط احسان بشیرگنجی  | 

فصل آخر

 

برنامه جایگزین

با توجه به این که هر کدام از افراد شرکت کننده در صعود های بلند زمستانی دارای مشکلات برنامه ریزی های خاص خود هستند، لزوم توجه به زمان بندی در اجرای یک برنامه ی موفق از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این زمان بندی شخص با پیش بینی یک یا دو روز بیشتر به واسطه مشکلات راه ها و جاده ها، بهمن و بروز مشکلات خاص از برنامه اصلی، برنامه خود را در شهر یا خانواده تنظیم می نماید.

بنابراین زمانی که تیم های کوهنوردی به یکی از مشکلات فوق برخورد می نمایند، از زمان اصلی آنها برای اجرای برنامه کاسته خواهد شد، طبیعی است در زمانی که بیشترین تلاش ها در طی حداقل 6 ماه برای انجام یک برنامه زمستانی و یک برنامه های تمرینی و تدارکاتی انجام پذیرفته در شرایطی که موقعیت زمانی به نفع گروه نیست لزوم پیش بینی برنامه جایگزین امری حساس و بسیار مهم می باشد. از یک سو تغییر برنامه آرامش روحی و روانی تیم را تا اندازه ای دستخوش مشکلات می سازد و از سوی دیگر این تغییر مسیر یا برنامه، حتما می باید به اطلاع تیم پشتیبانی در شهر برسد. در این گونه موارد بسیار نادر، از قبل می باید پیش بینی لازم انجام پذیرد و به تمامی افراد شرکت کننده در برنامه تفهیم شود.

 

گزارش برنامه

پس از اتمام کار هر برنامه زمستانی ضروری است به جهت اطلاع سایر همنوردان گزارشی از کل برنامه به صورت مکتوب به همراه عکس و کروکی و فیلم تهیه گردد. لازم است که برنامه را مستند و قابل استفاده برای گروه های بعدی نمود. در گزارش برنامه درج وضعیت های مطلوب آب و هوایی و بهمن و نقاط بهمن گیر و مسیر صعود به همراه زمان طی کردن آن و مسائل و مشکلات موجود ضروری است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت   توسط   |