ان اللهَ لا یَغیرُما بقوم ، حتی یغیرو ما بانفسهم
به واقع "خداوند چیزی را که از آن مردمی است دگرگون نکند تا آن مردم خود دگرگون شوند". این دگر گونی آشکارا در میان کارکنان صدیق ، زحمت کش ، متعهد و پرتوان آذربایجان غربی کاملا هویدا شده است.
نتایج تاسف برانگیز به دست آمده در جشنواره شانزدهم تولیدات رادیویی و تلویزیونی مراکز فریاد بلند این تغییر و دگرگونی است . فریادی که هر گوشی را که اراده به نشنیدن نیز داشته باشد متوجه خود می کند! " نه " به همه اراده های ناصواب و نا به جای تفکری مسموم بر فضایی فرهنگی است .
سقوط مرکز آذربایجان غربی به قعر جداول امتیازات و ارزشیابی بزرگترین رویداد رسانه ای صدا و سیمای استان های سراسر کشور نشان از اراده بدنه این مرکز در رسانیدن صدای خود به گوش راس میدیریتی سازمان دارد ، راس مدیریتی که در تمام این سال ها هرگز اجازه گفت و شنود منطقی و بی واسطه به کارکنان خود نداد ، اینک باید هزینه این فریاد بلند را تحمل کند .
صدا و سیمای مرکز آذربایجان غربی با سرمایه گذاری های ارشمند دهه ی 70 و مدیریت موفق آن سال ها چنان در سال های بعد درخشید که همه نگاه ها را متوجه خود کرد . مرکزی با سابقه ی درخشان و دست آوردهای کم نظیر اینک در جشنواره شانزدهم در حالی از قافله جوایز و دست آورد ها عقب مانده که هیچ امید بازگشت به جایگاه های سنوات گذشته نمی رود .
صدا وسیمای مرکز آذربایجان غربی خیلی زود و در کمتر از چند سال همه دست آوردهای چشمگیر خود در دهه های گذشته را از کف داد و این همه نتیجه سوء مدیریت تحمیل شده و حاکم بر مرکز است که پیوندهای حداقلی بدنه زحمت کش و پرتوان آن را از هم گسست . مدیریتی که در کم نظیر ترین آمار های موجود هجرت چهره های متخصص ، متعهد و موفق رده های مختلف شغلی را از صدا و سیمای مرکز آذربایجان غربی به عنوان سیاه ترین صفحات کارنامه ی خود ثبت کرده است .
صدا و سیمای مرکز آذربایجان غربی در پی سال ها تلاش و سرمایه گذاری مدیران و همکاران و دوری از حاشیه های نامطلوب و صیانت و پاسداری از سیاست های کلی رسانه ملی موفق شده بود عناوین رسانه برتر را کسب کند . موفقیت های طلایی کسب شده در سال های گذشته متاسفانه با مدیریت منتج به فروپاشی کامل این مرکز در جشنواره شانزدهم نتایجی را رقم زد که تنها از آن با عبارت فاجعه می توان یاد کرد .
- بایکوت و حذف نیروهای متخصص و علم گرا با تعهد بالا به سیاست های فرهنگی رسانه از بدنه کارکنان مرکز .
- هجرت چشم گیر کارشناسان و برنامه سازان پرتوان از مرکز .
- اعمال مدیریت پلیسی با پرونده سازی های متعدد برای کارکنان شریف و نمونه این مرکز .
و از همه مهم تر رقم زدن جوی کاملا سیاسی و بسته بر خلاف سیاست کلان بی طرفی رسانه در جریانات سیاسی کشور و مقاومت جدی مدیریت مرکزآذربایجان غربی در ممانعت از اجرای سیاست ترویج "درهای باز رسانه ای" که از سوی سازمان مرکزی دنبال می شد ، عمده دلایل گسست و شکاف ایجاد شده در پیکره ی یکی از مراکز رسانه ای حساس کشور ارزیابی می شود .
سیاست های پر اشتباه و حاشیه های ایجاد شده در پنج سال گذشته به نوعی نابودی کامل این مرکز را رقم زد هرچند که مردان و زنان رسانه ملی در تمام سال های گذشته نشان داده اند که ققنوس وار از خاکستر ویرانه های ایجاد شده از سوی مدیران تحمیلی و رانده شده از دیگر دستگاه ها سر بر آورده و صیانت از فرهنگ و هنر را به خوبی و با موفقیت دنبال خواهند کرد .
سوء رفتارهای مدیریت حاکم بر صدا و سیمای مرکز آذربایجان غربی تا به آنجا پیش رفت که خشم مردم دامنش را در خرداد 85 فرا گرفت !! آتشی که بیش از همه روح و جان کارکنان و خانواده ی فرهیخته مرکز آذربایجان غربی را مجروح کرد . زخمی که نه تنها از سوی مدیران تهران نشین دیده نشد بلکه در شگفتی تمام و در سالروز آن از چهره ی موثر در ایجاد این زخم جان سوز که بی درایتی و سوء مدیریت را با توزیع چماق و مجبور کردن کارکنان به زمین نهادن قلم و دوربین و بر گرفتن چماق به اوج رسانید بر این زخم سر باز نمک پاشید .
از عمده دلایل عقب رفت مرکز آذربایجان غربی و سقوط به قعر جداول رتبه بندی و ارزیابیهای سازمانی می توان به رویه نامطلوب مدیریت حاکم بر مرکز در تشکیل پرونده های تخلفات اداری برای نمونه ترین کارکنان مرکز اشاره کرد . با تحلیل آماری افرادی که از سوی مدیریت ناموفق مرکز آذربایجان غربی به تخلفات واهی و بی اساس متهم شده اند ، آشکار خواهد شد که موفق ترین ، متعهدترین و نمونه ترین مدیران ، کارشناسان و کارکنان مرکز آذربایجان غربی در تمام این سال ها بهترین دوران تلاش و بهره وری را صرف رد اتهامات و پرونده سازی های مدیری که تعادل روحی و روانی وی زیر سوال است از دست داده اند.
این ها تنها ذره ای از عوامل فروپاشی ساختار صدا و سیمای آذربایجان غربی در پنج سال گذشته است . نجوایی از فریاد بلند ما کارکنان سوگند خورده به سربلندی و استقلال رسانه ملی است. سخنی است که نشنیده ماندن آن بدون شک تبعات وخیم تری به دنبال خواهد داشت . کلامی است که نشان از خواست و اراده این خانواده برای تغییر و دیگرگونی در راه رسیدن به تعالی دارد . درد دل مخلص ترین رزمندگان و ایثارگران سال های دفاع مقدس است . خون دل و دیده ما رادیو تلویزیونی هاست که از دست مدیران تحمیلی به رسانه و نا آشنا به فرهنگ و هنر و رسانه . اعلام آشکار برائت است از همه این سال ها عقب رفت و سرافکندگی . دوری جستن است از فساد و تباهی .
والسلام - جمعی از کارکنان صدا و سیمای مرکز آذربایجان غربی
صدا و سیما ، رسانه ملی یا سیب زمینی ؟! / عصر ایران
+ این مطلب در نگاه معکوس نیز انعکاس یافت.