به نقل از : کوه قاف
در تابستان سال جاري نيز اين رقابتها در شهر زنجان و در دو رشته سختي مسير و سرعت برگزار شد و سكوهاي آن توسط برخي استانها اشغال گرديد.
اما در اوايل آذر ماه سازمان تربيت بدني پس از بررسي كارشناسانه رقابتها! طي نامه ی شماره ی 3/74696 مورخ 87/09/03 اقدام به معرفي استانهاي قوي و ضعيف رقابتها نمود كه اين امر با امتياز بندي سكوها كار چندان مشكلي به نظر نمي آيد و به طبع استانهاي داراي استعداد در سنگ نوردي به عنوان برترينها معرفي شدند. در كنار اين مطلب مشاهده نام استانهاي خيلي ضعيف، ضعيف و متوسط مي باشد كه سازمان ضمن دادن اخطار به ايشان خواهان بالا بردن سطح توانمندي استانهاي فوق شده است.
اگرچه ارزيابي استانها امري است شايسته و پايه اي است براي شناخت نقاط ضعف و قوت، اما اين شناخت نمي تواند دليل محكمه پسندي براي جابجائيها در هيئتها باشد. شايد بهتر باشد سازمان از اين نتايج به منظور بررسي علل ضعف استانها بهره گيرد.
نبود سالنهاي استاندارد سنگ نوردي و كار در سالنهاي چند منظوره
نبود ديواره هاي استاندارد
نبود ديواره هاي تخصصي سرعت
نبود مربي آگاه و بهره گيري از مربيان كوه نوردي در برخي استانها
گراني لوازم و تجهيزات
و در كنار اين مسائل
كم توجهي به مقوله صعودهاي ورزشي كه امروزه با ورود آن به المپيك جايگاهي رفيع در دنيا كسب نموده مي تواند از عوامل ضعف استانها در اين رقابتها باشد.
در نهايت اگر ملاك سكوي قهرماني است، بايد بدانيم تنها 18 سكو ميان 30 استان تقسيم مي شود و حتي اگر قصد تقسيم بندي يكسان را هم داشته باشيم هر سال برخي استانها بي نصيب خواهند ماند.
اميد آنكه از اين تحليل سازمان بتوان به منظور رشد استانهاي محرومتر بهره برد و دليلي براي جنگهاي داخلي استانها نباشد.
بررسي عملكرد استانها
عملكرد متوسط
عملكرد ضعيف
عملكرد بسيار ضعيف
نتايج رقابتهاي المپياد ايرانيان
کوهنوردی ، سرگردان در طوفان مشکلات
پاسخ تيم نانگاپاربات به مصاحبه رئيس فدراسيون كوهنوردي با روزنامه اعتماد ملي
برج سینا : انتشار مطالب و بحث های چالش برانگیز در خصوص ورزش کوهنوردی در رسانه های جمعی قطعا گامی است رو به جلو ، اما سخن گفتن از فرهنگ کوهنوردی در این آشفته بازار جامعه ی کوهنوردی ایران که هرکس به نحوی به دنبال گرفتن ماهی از این آب گل آلود است و در صدد تصویه حسابهای شخصی به نظر چندان جایز و خوشایند نیست و نخواهد بود.
مرگ انسانها تحت هیچ شرایطی برای هیچ شخصی خوشایند نیست اما گویا این امر در جامعه کوهنوردی ایران مسیری بلعکس را طی می کند.
مرگ سامان نعمتی و دکتر بهاءلو بهانه خوبی بود برای هر دو طرف ( باشگاه دماوند و فدراسیون ) تا چماقی از آن بسازند و در صدد عقده گشایی های خود بر سر یکدیگر آوار کنند!
آدم حالش بهم می خورد در این اوضاع از فرهنگ کوهنوردی سخن به میان آورد!
این روزها ، یادم می آورد که همیشه را پنجه انداخته ام و آویخته ام ، نه به زندگی که به این زنده ماندن ، که به این هر روز مردن.
روزها می گذرد و من گذرنده بر همیشه این ایام هر روز بیش از دیروز و پیش از فردا و بیش از پیش ، فرصت را در قربانگاه بطالت مکررم سر می برم و قربانی می کنم و خود ، قربانی فرصت های از دست شده می شوم و باز فردا همین حدیث و همین نگاه و همین دست ها که باز تهی است. همیشه تهی است!
کشتی تو را با خود برداشت و برد. تف کردم به رنگ آبی اش ، دریایش را پاک کردم و از هم پاشیدم!




