تبليغاتX
! امید دارم که عباث زنده است
سه شنبه هفدهم دی 1387
به بهانه سفر

رفتن زیباتر است ، ماندن شکوهی ندارد ؛ آنهم پشت این سنگریزه های طلب. گیرم که ماندم و  بال بال زدم  ، توی خاک و خاطره ، توی گذشته. گیرم که بالم را هزار سال دیگر هم بسته نگه داشتم. بالهای بسته اما طعم اوج را کی خواهد چشید؟

می روم. باید رفت...

راستی اگر دیگر نیامدم ، یعنی که آتش گرفته ام ؛ یعنی که شعله ورم! یعنی سوختم ؛ یعنی خاکسترم را باد برده است. می روم اما هر جا که رسیدم ، پری به یادگار برایت خواهم گذاشت. می دانم این کمترین شرط جوانمردی است. بدرود رفیق روزهای بی قراری !

قرارمان اما در حوالی قاف ، پشت آشیانه ی سیمرغ ، آنجا که جز بال و پر سوخته ، نشانی ندارد......

گاه از سر اجبار و گاه از روی علاقه برای بدست آوردن تجربه هایی ارزشمند از زندگی سفر آغاز می کنی به ناکجا آبادترین گوشه های این سرزمین عزیز و خاموش! و من دیگر بار برای بدست آوردن تجربه ای نو از زندگی ، همین روزها عازم سفر خواهم بود. سفری طولانی و شاید سخت و دشوار.  دیدارمان باشد بعد از بازگشتم. اما گه گاهی اگر مجالی بود و حوصله ای از خاطرات این سفر در همین خانه ام ، برج سینا ! خواهم نوشت.

برای تک تک شما دوستان عزیز در تمامی مراحل زندگی آرزوی شادکامی و سربلندی دارم  و از تمام آنانی که این مدت همراهی ام کردند ، صمیمانه سپاسگذارم و از تمام آنانی که با نوشته هایم باعث رنجش خاطرشان شدم صادقانه عذرخواهی می کنم. امید که خطاهایم را بر من ببخشند.

کوتاهی ام در خداحافظی را بر من ببخشید.

با دوستی

احسان بشیرگنجی

به قلم احسان | ارسال به بالاترین : Balatarin اشتراک‌گذاری | لينک مطلب
دوشنبه نهم دی 1387
...
کمرنگ ترین مدادها از قوی ترین حافظه ها ماندگار تر است!
به قلم احسان | ارسال به بالاترین : Balatarin اشتراک‌گذاری | لينک مطلب
چهارشنبه چهارم دی 1387
ِAnnapurna's dream
"رویای آناپورنا" عنوان فیلمی درباره زندگی دختر کوهنورد ایرانیست که با وجود مشکلات و سختی های پیش رو چه در وجود خودش و چه در فرهنگ جامعه ای که در آن زندگی میکند روحش همیشه بر بلندای آزاد قله های دور و قلبش برای دیدن زیبایی و عظمت واقعی آنچه به نام کوه تمام این سالهای کوتاه عمر او را شیفته و مسحور کرده میتپد و وجود کوچکش رویای بزرگی در سر میپروراند.

ادامه در : آناپورنا

برج سینا : فقط و فقط امیدوارم به قول خودش : آناپورناهای زندگیش رو فتح کنه! همین.*

* این یک بند رو هم به حساب هر چیزی که دوست داشتین بذارید. دوست داشتین بنویسید حسادت یا چه می دونم هرچه دلتون خواست...

 

به قلم احسان | ارسال به بالاترین : Balatarin اشتراک‌گذاری | لينک مطلب
چهارشنبه چهارم دی 1387
چرا حقیقت را نمی گویند؟ کدام صعود؟! ( قسمت دوم )
به نقل از : کلاغها

بررسی عکس های قله ی نانگاپاربات در منابع اینترنتی و در سایت هائی که به انعکاس اخبار کوه نوردی جهان می پردازند می تواند به روشنی گویای این نکته باشد که : قله ی نانگاپاربات دارای نشانه ای ثابت و بسیار مشخص ( یک نبشی فرو رفته در سنگ ) است:

و تمامی کوه نوردانی که می خواهند سند و یا مدرکی برای اثبات صعود خود داشته باشند عکس های یادبود خود را در کنار این نشانه ی ثابت و همیشگی می گیرند . تعدادی از این گونه عکس ها را ببینید :

ادامه مطلب را در کلاغها پیگیری نمایید

برج سینا : تلاش ارزشمند فرامرز نصیری ، جهت بیان گوشه هایی از واقعیات کوهنوردی ایران بویژه صعود ایرانی نانگاپاربات ستودنی است.

به قلم احسان | ارسال به بالاترین : Balatarin اشتراک‌گذاری | لينک مطلب