شنبه پانزدهم فروردین 1388
بیست و یک سال گذشت... D;
مي گويند: بتاب!
از بدو دلدادگي تا انتهاي سرگشتگي
و من؛ مات! تنها در افکار خود سايه روشن مي زنم
مي گويند: بخوان!
از ابتداي خلقت تا روزهاي نيامده
و من؛ مبهوت! در آشفتگي خود فرياد مي زنم!
مي گويند: برقص
از بلنداي ناز تا خواهش نياز!
و من؛ بي تاب! دوش به دوش پروانه ها ديوانه مي شوم
مي گويند: بمان!
از ديروز روز تا فرداي شب
و من...
و من مي روم
که شامگاهان بي روزن به استجابت صبح نشسته اند!
مي روم که آغاز کنم
از امروز روز تا فرداي روزتر
برج سینا : آیریکان سه ساله شد. تولدش مبارک!



